تبليغاتX
سه تفنگدار و میرزا کوچک خان جنگلی

سلام!

به حمد الله اخلاق بلانسبتی ما هم رفع شده و اومدیم که یه نطق درست و حسابی بکنیم.

حتما خبرش به گوش شما هم رسیده که قراره برای جلوگیری از اختلاط دانشجویان دختر و پسر بازارچه رو ببندن(یا یه طرفه اش کنن!!) یا صندلی های اتوبوس رو برای حفظ مشاعر(مشائر؟) اسلامی و جلوگیری از اختلاط تقسیم کردن.(البته اینجا یه جای اعتراض میمونه و اونم اینه که من شمردم دیدم قسمت عقب جا واسه ۲۲ نفر هست، قسمت جلو ۲۴ نفر. پس اگه قراره انصافی رعایت بشه یه نصفه صندلی بیشتر نباید داد به پسرا که خوب... نمیشه! دیگه دو تا صندلی آخر ظلمه!) یا اینکه گفتند من بعد دیگه اردوی مختلط ممنوع!

دِ آخه داداش من! یه باره دانشگاهها رو هم جدا کنین و هم خودتونو خلاص کنین هم مارو دیگه! (لبته اینو زیاد جدی نگفتما!!!کسی شاکی نشه!)

تازه شایعه شده گفتن تو افطاریا آهنگ و آواز که ممنوع شده هیچی!! می خوان مداح بیارن!!!

ای بابا....مارو چه به این مسائل. بریم سراغ صفر و صفریت و این چیزا!

ما پارسال که وارد دانشگاه شدیم با کاغذ هایی کف زیمین مواجه شدیم که نوشته بود سلام صفری!! که اینجانب دفعه ی اول خوند: سلام صغری!!!!! واسه همین امسال که اومدیم دیدیم نوشتن Oی سلام! که اینبار یکی دیگه خونده بوده اوی سلام!!!!

چند توصیه برای صفری های عزیز(البته اینا رو قبلا هم بهشون گفته بودیم اما تکرارش ضرر نداره! در ضمن. همینجا از مسئول تبلیغات عزیز میرزا جان خواهشمندیم سریعا فعالیت خودشونو در زمینه ی معرفی وبلاگ به صفریا آغاز کنن.)

۱. وقتی بهتون می گن صفری ، حرص نخورین. باید بدونین که اینا عقده های زمان صفریت خودشونه که بروز کرده. می تونین بی خیال رد بشین برین، یا  برگردین بگین کوفت!!!!

۲. یه صفری عاقل هیچ وقت از یه غریبه ی مشکوک آدرس نمی پرسه. در ۹۰٪ این موارد راه پیشنهادی به ترکستان است!

۳. وقتی می خواین سوار سرویسهای اصفهان بشین اول به ساعتتون نگاه کنین(سرویسا هر یه ربع یه بار سر وقت میان) بعد هم از راننده بپرسین! اگه آخرش بازم اشتباه سوار شدین و تشریف بردین نقلیه،حداقل دیگه بلیط ندین!

۴. اینقدر حرص حفره های توی برنامه تونو نخورین. همینه که هست!

و

۵. تا استاد یه کتاب معرفی کرد فرتی نرین بخرین. مثل من و الکس میمونه رو دستتونااااا....

....

به اطلاعیه ای که هم اکنون به دستم رسید توجه کنید.

به علت ملاقه ته دیگ خوردگی  مجدد (عدم صفری بازی صاحبان وبلاگ در اثر آزاد شدگی صفر) به خاطرات شما صفریان گرامی نیازمندیم! کامنت هم یادتون نره....

نوشته شده توسط الکساندر دوما(با سین مشدد!) در ساعت 23:31 | لینک  | 

سلام.

اینجانب به علت بیدار شدن نابهنگام توسط صدای توپ یک عدد بچه ی خواهر بسی خشمگین بوده و بلا نسبت اخلاق سِگ را دارا می باشد.

شروع سال جدید را همینجا به صفری های محترم نیز تبریک عرض می نماییم.

البته ما که دیگه صفرمون آزاد شد... دیگه خبری از ولو شدنهای ۲۴ ساعته توی تریا ریاضی و غیره! نمیباشد... دوما هم که همچنان پایبند تصمیم کبری بوده و از این به بعد ستاره ی سهیل نامگذاری میشود. که روزی یکبار دم تالار قابل مشاهده است.

ما قصد داشتیم ویژه نامه ای از جهت صفری ها و شروع سال تحصیلی جدید(این مورد صرفا برای حرص دادن مرجان تکرار شد!!) بنویسیم که به علت بروز اخلاق سگی بنده به بعدا موکول میشود.

راستی از این ریاضی مهندسی علی رقم تالار ۷ با اون موکت های قهوه ای و کلیه ی عوامل خواب آور خوشمان آمده! خوب شد به حرف بعضیا گوش نکردیم!!

در ضمن عرض شود که استاد محترم درس مقاومت ما نیز شوهر خاله ی دوما می باشد.  

 

نوشته شده توسط الکساندر دوما(با سین مشدد!) در ساعت 18:55 | لینک  |