تبليغاتX
سه تفنگدار و میرزا کوچک خان جنگلی

 

بازم سلام! من عجب فعال شدما!

اول از همه من از الکس و فامیلشون نهایت تشکر رو دارم به خاطر ۴ تا کامنت پربار و حسابیشون !

امروز ما آزمایشگاه فیزیک حرارت داشتیم جاتون خالی! اول باید توضیح بدم که من اصولا تو هر گروه میفتم وضع گروه به این صورت میشه:

- هر آزمایش حداقل حداقل دو بار به صورت تیر فشنگی و ضرب الاجلی بدون هیچ گونه دقت اجرا میشه. و هر دفعه یادمون میاد چیکارا باید می کردیم و نکردیم!

-بعد از آزمایش نوبت به محاسبات میرسه.... یه بار.... دو بار.... سه بار.... خوب چه طوره یه کم داده ها رو عوض کنیم؟... یه بار....دو بار....سه بار....

-حالا نوبت نتیجه ست.... خطای آزمایش اصولا فقط نصف نتیجه ی بدست اومدست! یعنی ۵۰ ٪ خطا ! خوب زیاد هم بد نیست! می تونست ۱۰۰٪ باشه! نتیجه رو با نتیجه ای که قرار بوده به دست بیاریم مقایسه می کنیم!! ایول تفاوت!!

امروز هم خلاصه وضع به همین منوال بود... آزمایش اندازه گیری فشار بخار و رابطه اش با دما و گرمای نهان تبخیر بود... این مانومتر ما اولا که یک عدد میله به اضافه ی یک عدد مگس!!! اوفتونده بودن توش!! دقیقا و فقط به همین علت نتایج ما بسی عجیب غریب و شگرف بودن! خوب.... با یه خورده دستکاری مختصر (سه چهار بار عوض کردن تقریبا کل داده ها!) مشکل حل شد.... در نهایت هم جوابمون همون طور که گفتم کیلومتر ها با جوابی که باید بدست میاوردیم فاصله داشت...

البته ما بیکار ننشستیم و شروع کردیم به بیان علتهایی که چرا جواب ما با جوابهایی که دانشمندا به دست آوردن فرق داره....

من معتقد بودم دانشمندا که مثل ما نگران نبودن سرویسشون بره؟ تازه یه دونه مِگِز هم نیفتاده بود تو دستگاهشون هی چندش از خودش در بکنه؟!

اما رومینا(همکار گرامی) پا را فراتر نهاده و معتقد بود شایدم نتیجه ی دانشمندا غلط بوده باشه!!!!!!

پست بعدی انشالله در مورد ماجراهای کارگاه خواهد میباشد!

نوشته شده توسط الکساندر دوما(با سین مشدد!) در ساعت 6:5 | لینک  | 

سلام!
  همینه دیگه! گاهی میزنه به سرم فعال میشم! زود به زود پست می نویسم!  Roll

حتما شما هم متوجه شدید که این چند وقته خطوط موبایل کولاک کردن و بردشون ۲۰ قدم هم دیگه نیست! چه بسا اس ام اس هایی که تو هوا گم و گور میشن یا سه هفته بعد به مقصد می رسن! (که البته در این مورد تقصیر حماره که عاشق شده و دل و دماغ راهنمایی کردن اس ام اس ها رو به مقصد مورد نظر نداره!! ) لذا این جانب چند راهکار پیشنهاد نموده که به سمع و نظر شما می رساند:

* از دو عدد لیوان و یک سیم طویل، دود!، عربده های سهمگین، منور!، و ...  جهت برقراری ارتباطات خود و یافتن همدیگر در جایجای دانشگاه استفاده کنید!Smile

* مبادرت به خرید بی سیم هایی با برد بالا بفرمایید!! این روش بسیار سودمند و قابل توجه می باشد.
فرض کنید مثلا ماها بیسیم داشته باشیم:

- از ساندر ققنوس(!) به الکس! از ساندر ققنوس(!) به الکس! لطفا موقعیت خودتونو گزارش بدید. تمام!(جو بیسیم گرفتگی!) 

- از الکس به شبت! از الکس به شبت! تو کودوم ... هستی؟ یه ساعته دنبالت می گردم؟

   -از حمار به کلیه ی واحدها! از حمار به کلیه ی واحدها! کسی دم منو ندیده؟!!

  -از میرزا به دوما! از میرزا به دوما! تو کجایی؟

- همین ورا......

-(میرزای بنفش شده) کی بر می گردی؟!

  -همین وقتا.....

-خوب من چیکار کنم حالا؟ خودم برم؟!

-هوم....

-Grrr..............بوم!!!..... تمام!!!(یک عدد میرزای میونفجر شده!)

گفتنیست موقعیت دوما توی ده شلمرود میباشد!!!





نوشته شده توسط الکساندر دوما(با سین مشدد!) در ساعت 14:24 | لینک  |