شنیدم نمره های فیزیک ۱ رو زدن.بنابراین عنقریبه که نمره های فیزیک ۲ هم اعلام شه و خب من و هما در یک قدمی جاودانه شدن به سر میبریم!! من ترم ۲ فیزیک ۲ رو حذف کردم.ترم ۳ که بودم هما اومد دانشگاه.گفتم با هما میگیرم.دوستای خودم فیزیک ۲ رو با نمره ای بهتر از ۱۲-۱۳ پاس نکرده بودن اما یکی از دوستام که ترم ۳(ترم افتاده های فیزیک ۲)فیزیک گرفت،۱۶ شد! واسه همین به هما گفتم بیا ما هم بذاریم ترم فرد بگیریم که ترم افتاده هاست و امتحانا معمولا آسونتره.مزه اون امتحان معادلاتی که من و هما کنار هم نشستیم هم هنوز زیر زبونمون بود.من و هما تمام محتوای برگه امتحانیمون رو از طریق یه پاک کن ناقابل به هم منتقل کردیم.به جرات میگم که حتی انشای برگه هامون مثه هم شد و دست آخر دو تا نمره خوشگل و صد البته یکجور هم از اون درس گرفتیم!
روز قبل از امتحان فیزیک من تا ساعت ۳:۳۰ سر جلسه جبر۲ بودم و واقعا وقت زیادی برا فیزیک خوندن نداشتم.هر جور بود بالاخره یه دور جزوه رو خوندم و یه ساعت مونده به امتحان با هما کل دانشگاه رو پیِ دو تا پاک کن بزرگ و نَرم درنوردیدیم!!! دقت دارین که نَرمی یه پاک کن بسیار مهمه!
چرا که باید بتونین جمله ای که طرف مقابل براتون نوشته رو سریع با مالوندن!! پاک کن به کف دست یا مانتو و شلوار و اینا پاک کنین تا جا واسه جمله بعدی وا شه!! خلاصه دو تا پاک کن خریدیم که بزرگ بودن و از لحاظ نَرمی هم در سطح قابل قبولی به سر میبردن!!![]()
امتحان شروع شد.سوال اول خیلی آسون بود.تند حلش کردم و بعد به پاک کن منتقلش کردم.هما هم پاک کن رو برداشت و بعله!!
دیگه عرض کنم خدمتتون که از سوال ۱ به بعد بقیش حل نمیشد!!
واسه دو و سه و چهار یه چیزای رسما چرت و پرت نوشتم و البته کماکان جملاتی رو از طریق پاک کن به هم منتقل میکردیم که همه چی بود جز حل مسئله!! جملاتی از قبیل:"سوال ۲ چی شد؟" "۳ رو حل کردی؟" "سخته!!" "نمیدونم!!" "حل نمیشه!!" و ...اما یهو دیدم سوال ۵ داره حل میشه!!
یه نگا کردم دیدم هما هم سرش به همون سوال مشغوله!! واسه این سوال باید میدان داخل و خارج یه کره رو پیدا میکردیم.تا اونجایی که اینجانب یادم میومد ما تو جزوه فقط استوانه گوسی میکشیدیم و همه مسئله ها هم از این راه مثه هلو حل میشدن!
تند تو کره(دقت کنین تو کره) یه استوانه گوسی و یکی هم بزرگتر از کره کشیدم و میدانها رو حساب کردم!! بعدشم با غرور نوشتمشون رو پاک کن
هما پاک کن رو برداشت و دیدم داره جواب خودش رو پاک میکنه و مال منو مینویسه...سوت پایان امتحان که به صدا در اومد منو هما اومدیم بیرون و عین بز به هم نگا کردیم!!
(آیکونِ نگاه کردن عین بز نداشتیم!). راه افتادیم طرف نقلیه.بدون یه کلمه حرف.داشتم حساب میکردم با ۸ نمره ای که از سوالای اول و آخر میگیرم و دو نمره ای که-با خوش بینی-ممکنه از سه تا سوال دیگه بگیرم،مجموعا میشم ۱۸ از ۴۰!! یه دفه یاد جزوه عزیزمون افتادم(شایان ذکره که منو هما یه جزوه داریم که یه جلسه من توش مینویسم یه جلسه هما!!).جزوه رو باز کردم و با مقادیر لازم و کافی از کره گوسی مواجه شدم!!! پس کره گوسی هم داشتیم واقعا!!![]()
-هما میدونستی کره گوسی هم داریم؟!
هما(که گویا اول با کره گوسی سوال ۵ رو حل کرده بود و بعد به دلیل اعتماد به خواهر بزرگتر پاکش کرده بود و استوانه کشیده بود!) نگاهی به من کرد که میگفت: آآآآآآآآآآی چقدر دلم میخواد اون شالگردنتو انقد دور گردنت فشار بدم که همینجا جونت بالا بیاد! آخه چقدر یکی میتونه خنگ باشه؟! تو آی.کیوت به اوکالیپتوس گفته زکی!! این اعتماد به نفست منو کشته که تازه برام جوابو رو پاک کنم مینویسی! دیگه هیچ درسی رو با من نگییییییییییییییییییر!! (من تمام این حالات و این صحبتا رو از همون یه نگاهه خوندمااا!)
نمیدونین با چه عذاب الیمی اون ۸ نمره سوال ۵ رو از ۱۸ کم کردم!
۱۰! این بی چون و چرا نمره منه.هما که اعتقاد داره چون واسه سوالای ۲و۳و۴ همون دو کلوم چرت و پرت رو هم ننوشته،بیشتر از ۸ نمیگیره!!
سوار سرویس شدیم.تا وقتی رسیدیم هی عین دیوونه ها به هم نگاه کردیم،گریه کردیم و زدیم زیر خنده!! خلاصه که این فیزیک ۲ دهن مبارک منو هما رو به شدت مورد عنایت قرار داد.منتظریم نمره هاش بیاد و در صنعتی جاویدان بشیم!! **دو نفر که میدان تو کره رو با استوانه گوسی حل کردن!!!** به جان خودم ما تیزهوشان درس میخوندیم!! چه بلایی سرمون اومده؟!![]()
