هيچوقت از فمنيستها خوشم نيومده.من البته در هيچ جايگاه به خصوصي قرار ندارم اما فقط و فقط به عنوان يه زن عقايد شخصي خودم رو دارم.جمله دفاع از حقوق زن در نظرم فرقي با جمله دفاع از حقوق حيوانات نداره.اين جمله به عنوان يه انسان،من،يه زن،رو از يه مرد جدا ميكنه.من پيِ حقوق آدمها ميگردم و به نظرم زماني كه حقوق آدمها به درستي رعايت شه،در بطنش حقوق من و زنها و مردهاي اطرافم هم تحقق پيدا ميكنه.بزرگترين مشكل اتحاديهها و گروههاي طرفدار حقوق زن رو اين ميدونم كه گاهي اونقدر تو مواضعشون جلو ميرن كه از اونور بوم ميافتن.اينه كه بعضي وقتا اين تصور القا ميشه كه عدالت در نظر اين افراد و گروهها با ظلم به جنس ديگه محقق ميشه و اين،جور در نمياد.دقيقا يادمه يه پرونده جنايي در رابطه با زني در جريان بود كه متهم به قتل مردي بود كه به ادعاي اون زن قصد تجاوز بهش رو داشت.موجهاي فمنيستي كه اون زمان در جريان بود جنجالهاي زيادي درست كرد براي دفاع از اون زن.چه امضاهايي كه جمع نشد.وبلاگهاي زيادي به هم لينك ميدادن واسه حمايت از اون.نفهميدم آخر ماجرا چي شد ولي هميشه برام سوال بود كه كدوم زن بيگناهي موقع دفاع از خودش 18 ضربه چاقو به مرد متجاوز ميزنه؟!
البته براي برقراري عدالت،بخصوص در اين كشور،كارهاي خيلي زيادي بايد انجام بشه ولي بايد درست و اصولي باشه.شايد گفتنش سخت باشه ولي قسمت مهمي از مشكلات زنها برميگرده به خودشون.خيلي از اونها به حقوق انسانيشون واقف نيستن.خيليها تسليم حرف مردم ميشن.خيلي از اونا سوختن و ساختن رو بهترين وسيله نجاتشون ميدونن.خيليشون متاسفانه نميدونن كه حق رو بايد گرفت!
زنها تو عرصههاي مختلف خودشون رو نشون دادن و مثال آوردن براش به نظرم مضحكه چون اين چيزيه كه نيازي به اثبات نداره.زنها ساليانه ساله كه ديگه اون وسايل تزئيني خوشگلي نيستن كه بدون يه مرد بالاي سرشون نميتونن گلميشون رو از آب بكشن بيرون.ساليانه ساله كه اونا صرفا موجوداتي نيستن كه هدف از خلقتشون زاييدن باشه.واقعيت اينه كه زنها ساليانه ساله كه ضعيفه نيستن! امروز مردي كه به زنش ميگه منزل و ضعيفه يه آدم متحجر و حتي بامزه قلمداد ميشه كه شخصيتش دستمايه فيلمهاي طنز ميشه.امروز مردي كه به زنش اجازه كار كردن نميده يه آدم عقب افتادست.مردي كه حق داشت زنش رو بزنه امروز تو هر دادگاهي محكومه و بالاخره امروز بحث اينكه دخترها بهترن يا پسرها،اينكه دخترها عقلشون كمتره يا پسرها،اينكه دخترها آدامسن يا شكلات،اينكه دخترها از كجاي كي به وجود اومدن و پسرها از كجا و اينكه كجاي كدومشون جاي خوش آب و هواتري بوده از پاورچين مهران مديري هم منو بيشتر به خنده ميندازه!..از اون مدل جنگ و دعواهاييه كه بچههاي مهدكودكي با هم دارن.بحثِ شوخي و جنبه و اينجور چيزا هم نيست.تو نميتوني به يه نفر بگي الاغ و بعد اسمشو بذاري شوخي.كامنتهاي پست قبل بي اغراق بوي لجن ميداد.آقايون عزيزي كه كامنتدوني اون پست رو مزين به صحبتهاي بچگونشون كردن،اگه واقعا آخرِ درك و فهمشون اونه لطف كنن يه ندايي بدن تا من تو پستهاي بعدي ورژن جديد شنگول و منگول رو براشون تعريف كنم!!
در آخر اينكه هيچ تلاشي براي قايم كردن اينكه در زندگي آيندم به يه مرد احتياج خواهم داشت ندارم.به شونهها و آغوش مردونش...به صداي گرمش...من مثل هر آدم ديگهاي به عشق ورزيدن محتاجم و بي تعارف به مورد عشق و محبت قرار گرفتن نياز دارم.اين احتياج و كشش در ظاهر شبيه به نياز من به هوا و آب و غذا و در بطنش خيلي خيلي حياتي تره.پدربزرگ عزيزي داشتم كه ميگفت تنهايي فقط برازنده خداست و بس.
میرزا...
